تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

آخرین مطالب

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۲ ثبت شده است


به قول آقا سید دوتا راه حل داری:

1- مرگ  

2- خودکشی

 

 پ.ن : ترس آن دارم به دلیل سنگینی وسختیِ تحمل  "رازهای مگو" دست به انتحار بزنم...

پ.ن 2: خواهم مُرد ؛ به مرگی سخت و دردناک ؛ ایمان آورده ام به آغاز فصلِ سرد (فصلِ درد) 

۸ نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۳۸
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

وقتی امپراطوری سفید زمستان با همه ی  شوکت بی نهایش بر آن سبزه ی تازه جوانه زده ای که خاتون آن را لب حوض آبی گذاشته است سقوط می کند

تنها و تنها یک پیغام دارد:

"می شود   دوباره آغاز کرد"

به امید آغاز های پر امیدتان

۰ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۲ ، ۱۱:۳۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

    
 صدا از چراغها می امدند یا از بالای درختهای چناری که تا یک متر در اب فرورفته بودند
چنارها آب را میمکیدند و آن را دوباره از شاخه ها و برگهایی که در بالای خود داشتند به بیرون مریختند انکار سالها بود که زمین را این چنارها بارانی نه آبیاری می کنند نه هزاری نه بلبلی اما صدای دلنیشی از ان اطراف می امد  شاید آن بالا بالای درخت یک گنجشکی خانه کرده باشد و الان در ان تو در توی برگها می خواند اما گنجشک که ...

۳ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۲ ، ۱۱:۰۰
دانشجوی کلاس اول دبستان