تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

آخرین مطالب

۱۰ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۳۰ تیر ۹۵ ، ۲۱:۲۸
دانشجوی کلاس اول دبستان
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام


به قول خانم هاشمیان :


"احمق ها زودتر پیشرفت می کنند!"


پ.ن : پیشرفت(صعود) با تکامل (رشد) تفاوت دارد.

۶ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۳:۲۱
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

قراره یک سری تحلیل مثبت از فیلم های کره ای بیان کنم و نقاط مثبت اون ها را با دید سبک زندگی بررسی کنم متن خلاصه زیر به عنوان اولین مبحت با عنوان ارزش دادن به مطالعه و کتاب هست :

در بعضی از فیلم های خارجی خیلی خیلی خوب ، معانی ای چون  شهادت، صبر، سبک زندگی ، ساده زیستی را نشون می ده مثلا در بحث مطالعه و کتابخوانی سریال هایی چون یانگوم، دنگ ئی و حتی جومونگ  را بررسی کنیم می بینیم که:

  • ü      - یانگوم وقتی می خواست آشپز بشود علاوه بر تلاش، مطالعه می کرد
  • ü      یا وقتی می خواست پزشک شود باز علاوه بر شاگردی و سختی کشیدن، مطالعه هم می کرد
  • ü      حتی وقتی به مقامات بالا رسید علاوه بر مطالعه ، آموزش هم می داد!
  • ü      یه قسمتی جومونگ داشت که خیلی برایم جالب بود، وقتی جومونگ یه شهری را فتح کرد رفت سراغ کتایخونه اش و چند روزی را اونجا به مطالعه پرداخت و کتاب خوند و ...
  • ü      سکانس های زیادی دیده می شد که وقتی فردی وارد اتاق یکی از اعضای دربار می شود اون فرد در حال مطالعه هست و یا حتی کتاب به عنوان بخشی از دکور هست [روی اکثر میزها کتاب هست!!]
  • ü      اکثر سکانس هایی که داخل اتاق بودند ، کتاب روی میز هست

یه نکته جالب دیگه :

  • v     امپراطور مطالعه می کنه
  • v     حتی دشمنان هم مطالعه می کنند ( البته خیلی خیلی کم تر)
  • v     کتابخونه سلطنتی وجود داره که مثل خزانه مالی ازش محافظت می شود
  • v     مینجانگو کتاب می خونه
  • v     یانگوم کتاب می خونه
  • v     بانو چوئی کتاب می خونه
  • v     بانو هن کتاب می خونه
  • v     همه کتاب می خونند

حالا شما یکی از سریال های ایرانی مثال بزنید که اینقدر بر روی مفهوم کتاب و کتابخونی تاکید می کند

۴ نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۲:۰۷
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

دیشب آلمان پرقدرت ، آلمان بزرگ، آلمانی که در نیمه اول فقط حمله می کرد باخت

با دو گلی که از فرانسه ای که در نیمه اول فقط دفاع می کرد ، باخت

اما یه چیزی که برایم جالب بود گل دوم فرانسه بود، تا زمانی که آلمان یک گل عقب بود هنوز داشت همون بازی خوب و عقلانیش را انجام می داد اما زمانیکه گل دوم را خورد " ترس باخت"  تیم آلمان را گرفت ودیگر خبری از از اون نظم و دقت آلمان ها نبود به نظرم اگر آلمان همان سبک بازیش را ادامه می داد می توانست دو گل را جبران کند ، آلمان بزرگ و پر قدرت هیچ وقت فکر نمی کرد از تیمی دو گل عقب بیافتد و برنامه ای برای جبران دو گل عقب افتاده نداشت!!!!

زندگی هم همینطوره ما باید آماده باشیم نه تنها برای پیروزی باید برنامه ریزی کنیم بلکه باید برای شکست هامون هم برنامه داشته باشیم تا بتونیم هرچه سریع تر از اون حالت خارج شویم و به سمت پیروزی حرکت کنیم...

پ.ن : فوتبال دیدن من جالب هست، ظاهرا دارم فوتبال می بینم اما عملا دارم ذهنم را مرتب می کنم ( همه فکر می کنند من جذب فوتبال شده ام و دیدن فوتبال برام خیلی مهمه اما ... )

پ.ن ۲: این که چرا این مطلب در زیر مجموعه سیاسی تقسیم بندی شد بماند!

۶ نجوا موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۵۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از مرگ چه باقی ماند

عشق است و محبت است و باقی همه هیچ

 

۴ نجوا موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۸:۵۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام


می خوای به "فلسطین" کمک کنی؟


"خودت" را قوی کن!

۶ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۵
دانشجوی کلاس اول دبستان

۱ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۹:۲۷
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

بهتره قبل از شروع مطلب یه درخواست داشته باشم

خواهشا بخونید اینجا را "نکته 390: پاک کردن تاریخچه"


امروز می خوام نظرات خصوصی که تا به حال داشتم را پاک کنم و نکاتی را که با آن برخورد دارم را براتون بنویسم ، شاید برای دوستان و خودم فایده داشته باشد. ( لازم به ذکر هست تا حالا هیچ کدوم از نظرات خصوصی را پاک نکرده ام!!!)

1- تعداد نظرات خصوصی به بیش از 650 تا و حداکثر 700 نظر می رسه

2- اولین نظر خصوصی مربوط به 25 خرداد 93 می باشد از یکی از دوستان سابق که دعوت به تبادل لینک کرده اند!

3- اولین نظر خصوصی حذف شد!!!!!

4- یک سری نظرات خصوصی مربوط می شود به کسب اجازه هایی که برای قرار دادن لینک وبلاگشون در "لینکدونی" می باشد و بزرگواران لطف کردند و طی یک نظر خصوصی اجازه دادند (اکثرا)

5- بعضی از دوستان خیلی فعال بودندو همیشه دعوت به مشارکت می کردند و لینک مطالب جدیدشون را می فرستادند خیلی هاشون حذف کردند و خیلی هم وبلاگ هاشون داره خاک می خوره...:((

6- یکی از دوستان خیلی لطف داشت : (برای اینکه بزرگواریش را فراموش نکنم پاکش نمی کنم )

"سلام

هر خطبه یا نامه مجزاست.اگه تمایل به داشتنش دارید آدرس،کدپستی و نام دقیق گیرنده ارسال بفرمایید تا براتون به عنوان یه هدیه پست بشه.یاعلی"

7- اولین نظر خصوصی از یکی از دوستان 1 مرداد 93 بود، خیلی بهم کمک کردند واقعا "معلم" بودند و البته هستند!!! خدا خیرشون بده..

8- وبلاگ یه آنتی زیون که تخصصی کار می کرد را دوست داشتم اما نمی دونم چی شد که رفتند البته قرار بود برگردند اما .... http://antizion.blog.ir/

9- وبلاگ دریا هم حذف شده ... خیلی خوب بود (http://sabztarazdarya.mihanblog.com/)

10- بعضی از نطرای خصوصی که تعدادشون هم کم نیست مربوط میشه به غلط های املایی و ویرایشی متن!!!

11- نظرات امین در مورد مسئله فلسطین را نگه داشتم :)

12- یک وبلاگ بود به نام "اقلیما"  مطالب خیلی خوبی داشت که حذف کردند و الان وبلاگشون افتاده دست یه نفر نامربوط!!!  البته صاحب وبلاگ با قلم توانمندشون در وبلاگ دیگه ای مشغول فعالیت هستند (خواهشا اگه خواستید بروید وبلاگ را حذف نکنید چون می افته دست یه عده نامربوط!!!!)

13- ببین این نظر را چقدر متعهد هستند بعضی از بلاگر ها : (ایشون یه مطالب خوبی داشتند که در صفحه اول نبود و فقط یه مطالب خاصی روی صفحه اول بود و من ازشون انتقاد کرده بودم که چرا ؟)

"جالب بود حرفتون .

گذاشتن این پست ها در صفحه ی اول باعث بیشتر شدن بازدید میشه و ...
و من این را نمی خواهم .
خوانندگان من محدود هستند اما واقعی اند .

مطالبی را در صفحه ی اول می گذارم که مکلف به نوشتن آن ها هستم و وظیفه ی انسانی و ملی و دینی ام حکم به نوشتنشون می کنه .
مطالب دیگر را برای خودم می نویسم و البته همون خوانندگان محدود و خاص خودم !

بنابراین لزومی نداره جلوی دید همگان  قرار بگیره !"

14- این هم یه نظر جالب از یه دوست در دنیای واقعی : "خیلی بیکاری!"

15- بعضی ها هم درخواست رمز داده بودند!

16- این نظر دقیق هم جالبه :

""همسر آینده ی من باید"

بهتره بنویسیم "من برای بدست آوردن چنین همسری باید..."

17- بعضی از مواقع هم دعوا می کردیم سر یک پست با مخاطبین مثلا :

"شما یه مغالطه کار حرفه ای هستید آقا

و من از صحبت کردن با آدمای این مدلی، حقیقتا متنفرم!

:-|"

البته این دعوا حدود 5 -6 صفحه ای میشد که خدا را شکر بعد از مدتی به بزرگواری مخاطبین رفع به خیر شد! (البته زیاد از اینگونه پست ها هست)

18- البته بعضی از نظرات هم ازمون تعریف کردند مثل :

"آفرین

حالا شد :)

شا چقد انتقاد پذیرین... خیلی صفت نایابیه این روزا تو دنیا :)

راستی خیلی حال داد، تو وبلاگم غیبت تونو کردم. لامصب اینقده چسبید!!!!

D:"

19- این هم یه جواب دندان شکن وقتی در مورد پست یکی از وبلاگ نویس ها به قول خودم نظر تخصصی داده بودم اما در اصل "فضولی حرفه ای" بود :

"اولا با عرض پوزش، مطالبی که در وبلاگم می نویسم، مخاطبی که براش می نویسم، لحنی که می نویسم، زبانی که می نویسم، مقداری که می نویسم، موضوعی که در موردش می نویسم، عکسی که میذارم و ... اساسا و اصولا برای دل خودمه و به کسی ربطی نداره. با عرض پوزش مجدد!"

20- این پست همسر آینده من را گذاشتم "اینجا" خیلی ها ابراز تردید کردند اما شاید باورتون نشه که من 25 بهمن که دفاع کردم به همسرم هم تقدیم کردم، استاد راهنما داشتند دنبال همسرم می گشتند بهشون تبریک بگویند به خاطر داشتن شوهر لایقی مثل من!!!! و ازم پرسیدند : " خانومت نیومدند؟!!!"

21- گاهی اوقات هم نظرات خصوصی برای هماهنگی دوستان در دنیای واقعی بود مثلا :

"سلام علیک


چطوری خوبی؟

کم پیدایی برنامه پیاده روی از سر بگیریم و ادامه بدیم تا فردا شب منتظرم"

22- این هم جالبه، هم فیلسوفانه هم مسخرانه :

"سلام


فکر می کنید چقدر می توانید جذابیت خودتون را حفظ کنید؟

ارزش قله به دست نیافتنی بودن آن است 
اگر هر "ننه قمری" اون را فتح کنه 
از هر دره ای پست تره!!!

پ.ن :شکلک یا پیرمرد که دستهایش را بر ریش سفیدش می کشد و با لبخندی ملیح نوه ی کوچکش را نصیحت می کند.

پ.ن 2: می دونم اعتماد به عرش دارم لازم نیست اون را دوباره یادآوری کنید :)"

23- بعضی ها هم نظر گذاشته بودند که تایید نمی شد (حالا یادم نیست که چرا، مضمون پست یا شلوغی ) اما تهدید می کردند ادم رااااا :

"آره جون عمه ی من!! شمام که چقد متواضعین به خدا!! 

اگه جرأت دارین، منتشرش کنین!!! :)"

24- تا پایان سال 1393 نظرات خصوصی پاک شد (خیلی هاش اصلا خصوصی نبود ) ان شاءلله سال 1394 بمونه برای فرصت بهتری ...

۶ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۱۴:۴۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

دغدغه های آدم ها چیزهای مقدسی هستند

دغدغه ها از ذات انسان ها شکل می گیره

از روحشون

از اون چیزی که خدا درونشون به ودیعه گذاشته

حالا بعضی ها اینقدر درگیر تجملات شده اند

که این دغدغه ها را نمی بینند و به بازیچه ها و وسواس هاس شیطان درگیر شده اند

و اسم این وسواس ها را گذاشته اند دغدغه

و اما عده ای هستند که دغدغه ها را درک کرده اند

اما اون را با عقلانیت محض خودشون زندانی کرده اند

هر وقت ازشون سوال می کنی که چرا اقدامی صورت نمی گیرد

هزار یک دلیل و توجیه می آورند که فلان و فلان و ...

اما عده ای هستند که دغدغه ها را درک کردند

و در راستای همین دغدغه ها قدم بر می دارند

اصلا وقتی می خوای توصیفشون کنی

نمی تونی بگی قدش بلنده یا چاقه یا لاغره

مستقیم می گویی دغدغه اش این هست

هر وقت می بیتیشون دارند در مورد دغدغه هاشون صحبت می کنند

که آقا اینطور شد و آنطور نشد

اصلا با دغدغه غذا می خوردند

با دغدغه می خوابند

با دغدغه درس می خونند

با دغدغه ازدواج می کنند

با دغدغه زندگی می کنند

و با دغدغه می میرند

 

اینطور آدم ها "مقدس" هستند

و این تقدس ریشه در " دغدغه" هاشون داره

بیایید در مقابل این افراد سر خم کنیم

و به احترامشون بایستیم

و براشون دعا کنیم

تا در دغدغه هاشون ذوب شوند

تا رشد کنند

تا عروج پیدا کنند ...

 

"این متن فی البداهه در ستایش فردی (افراد) دغدغه مند نوشته شده است."

۶ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۲۲:۰۴
دانشجوی کلاس اول دبستان