تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

بایگانی

پیوندهای روزانه

آخرین مطالب

سلام

بعد از مدت ها توفیق شد تا در وبلاگم بنویسم و اما چند نکته:

 

نکته اول : من یک دختر دوساله به نام "کوثر" دارم فرض کنید بیست سال دیگه برایم خبر می آورند :

"دخترت به دلیل اینکه پوشش مناسبی نداشته است برای تذکر به مرکز پلیس رفته است و آنجا فوت کرده است."

برای من پدر  ( و تمام پدران سرزمینم ) بسیار غیرقابل قبول است و صد البته برای مادرش ( و تمام مادران سرزمینم) و .....

نکته دوم : چند سال پیش در جایی کار می کردم که امکانات و چرخه مدیریت در دست گروه خاصی بود و جالب اینکه در این گروه خاص همه ی فامیل های خودشان هم بودند مثلا معاونت فلان قسمت خانمش ناگهان استخدام شد و شد مسئول یه قسمت و جالب تر اینکه این گروه هیچ وقت رئیس نمی شدند و همیشه در پست های معاونت ، نماینده تام و الاختیار مدیر و ... می ماندند تا جایی که خبر داشتم نزدیک 10 سال این بزرگواران معاون بودند هر گروهی با ایشان بودند نخبه، و هر نخبه ای با این گروه نبود یه فرد بی سواد متوهم بود کار به جایی رسیده بود قراردادهای عجیب و غریب واگذاری های بلند مدت و .... صدای همه را بیرون آورد حتی دوستان اصلاح طلب تا اینکه مدیر جدید یک معاونت الکی تاسیس کرد و ایشون تا اطلاع ثانوی و بررسی پرونده ها در نهادهای مرتبط همچنان معاون بمانند

در اینستاگرام صفحه همسر ایشان را دیدم که برای فرزندشان احساس نگرانی کرده بودند و گفته بودند " ایران جای زندگی نیست". توی دلم گفتم کاش شما ها به جای همه ی اون نخبه هایی که مهاجرتشون دادید مهاجرت می کردید

 

نکته سوم : حاج آقا پسرتون و عروستون کجاهستند؟ نمی خوان برگردند و خدمت کنند به مملکتی که با پولش رفتند برای درس خوندن و نخبه شدن؟ یا منتظر هستند فرزندشون اونجا به دنیا بیاد و تابعیت اونجا بگیره و بعد برگردند ایران عزیز؟ راستی اگر برگردند می تونند پست های خوبی بگیرند و در کنار شما مردم را "ارشاد" کنند

نکته چهارم : طبق خبرهای موثقی که هیچ وقت تایید نشد تعدادی از اعضای سابق شواری شهر در حین دریافت سکه های طلا دستگیر شدند و ناگهان یک پروزه پر سر و صدا متوقف شد و الان در صفحه مجازی اش گذاشته " نه به دروغ " " به خاطر  مهسا"

نکته پنجم : ژن، ژیان، ئازادی» برای اوجلان یا برای "مهسا"

نکته ششم : من کارمندم. امسال یه بخشنامه آمده است برای ارتقای پست، در این بخشنامه مثلا میگه باید برای اولین پست باید شش سال حداقل سابقه در همان سازمان را دارا باشی بعد رییست ازت راضی باشی بعد رییس رییست ازت راضی باشه بعد پست خالی باشه بعد کارمند باسابقه تر از تو وجود نداشته باشه بعد اگه همه ی این ها را داشته باشی تا زه می تئنی وارد مصاحبه بشی و بعد ..... و بعد خبر میرسه در تهران رییس اداره کل حقوقی یه نفر جوان تر از تو بدون یک روز سابقه کاری و تنها با یک مقاله امنیت غذایی و ... انتخاب می شود و بعد این آقا بدون سابقه کاربرای تو بخشنامه ارتقا پستی تدوین می کند و در صفحه اینستاگرامش با احتیاط می نویسد " به صدای همگان گوش فرا دهیم "

نکته هفتم : جناب آقای بازیگر شما باید اون سی میلیارد را دریافت می کردی و بعد اعتراض می کردی؟ و حداقل در کنار ما در ایران می ماندی! مطمئن هستم اتفاقی که برای مهسا افتاد برای شما نمی افتد!

نکته هشتم: دقیقا مریم رجوی از چی حمایت کرده؟ از حجاب؟ از دموکراسی؟ از کمپ اشرف؟ از صدام ؟ از مهسا امینی؟

نکته نهم : خوشبختانه بسیاری از مراجع تقلید سکوت سنکین خود را شکسته اند و در نصایح پدرانه ای فرموده اند.

نکته دهم : پزشکان زیادی مهاجرت می کنند به عمان و امارات و  قطر و ... و تنها کاری که نظام پزشکی انجام می دهد هیچ کار هست یعنی سرمایه مملکت صرف یک گروه نخبه مملکت می شود آموزش می بیند یاد می گیرد و بعد به کشورهای عربی می روند برای خدمت به مردم عرب.

نکته یازدهم : کاش بعضی ها اندازه مدونا ، مدونا بودند

نکته دوازدهم : اگر اعتراض داریم واقعی باشیم و نترس نه اینکه روغن های ریخته را خرج مهسا کنیم

نکته سیزدهم: طبیعتا خیلی سخت است بین معترض  و آشوب گر تمایز ایجاد کرد و یکی از راه های آن کمک حکومت به معترضان برای جدایی از آشوب گران هست نه اینکه منتظر آن لحظه باشد.

نکته چهاردهم: این اتفاقات اخیر نقطه عطفی است که نباید از آن ترسید بلکه فرصت کم نظیری است برای اصلاح. باید شجاعت داشت و اقدام کرد شاید این آخرین فرصت باشد.

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۰۱ ، ۰۶:۱۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

باید شروع کرد،برنامه ریزی بدون شروع وقت تلف کردن هست. البته شروع بدون برنامه ریزی هم خطر کردن هست

بسم الله برای سال جدید ...

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۰۱ ، ۰۷:۳۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

دزدی را با نام های آشنایی عوض کردیم

زرنگی

فرصت طلبی

باهوش

حق

سفره انقلاب 

و ...

 

اما چقدر خودمون از خودمون دزدی کردیم؟

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۹ ، ۰۵:۲۸
دانشجوی کلاس اول دبستان

هوالقادر

برای دومین بار

1399/10/07

حوالی آخر شب .....

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۹ ، ۰۵:۵۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

ثبت شود برای امروز جمعه ۴.۷.۱۳۹۹ که چقدر بی برنامه،تنبل، بی اراده، ضعیف و ذلیل بودم.

خدا از من بگذرد.

جهاد نفس همیشه مبارزه به تمایلات شهوانی نیست بلکه گاهی مواقع (که سخت تر است)مبارزه با بی برنامگی و تنبلی هست.

عزم جزم می خواهد و یاری خداوند

۱ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۹ ، ۰۳:۵۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

 

دلم بهار می خواهد 

 

بهاری از جنس نورانیت ...

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۹ ، ۰۹:۳۲
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

یه سوال بسیار مهم

"از کجا باید شروع کنیم؟"

جواب:

از همین جا

همین الان

با یک "یاعلی" گفتن ...

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۸ ، ۱۸:۰۰
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

گاهی وقت ها فکر می کنی، برنامه ریزی می کنی، سعی می کنی و شاید به هدفت برسی و شاید هم نرسی اما از اینکه تلاش هدفمند کرده ای "لذت" می بری. هیچ چیز در این دنیا تلخ تر از " بی هدفی" و " تلاش نکردن" نیست.

وقتی هدف داشته باشی، برنامه داشته باشی حتی کارهای عادی روزمزه ات را هم بهتر انجام می دهی، نشاط بیشتری خواهی داشت، بیشتر دوست داشته می شوی و بیشتر مورد احترام قرار خواهی گرفت.

۰ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۸ ، ۰۵:۱۴
دانشجوی کلاس اول دبستان

هوالحکیم

در زندگی همه ما فرصت ها و تهدیدات بالقوه ای وجود داره که انسان را به تغییر مجبور می کنه، اینکه مبدا و دلیل تغییر چیه و از کجا نشات می گیره و آیا تغییر می تونه در در راستای اعتلا و حتی سقوط فرد باشه بماند برای یک بحث مفصل، اما نکته ای که می خوام الان بهش به صورت مختصر اشاره کنم بحث " عادت های قدیمی در شرایط جدید" است.

خیلی از رفتارهای ما به یک عادت خوب و یا حتی بد تبدیل شده که یا حاصل از شرایط محیطی بوده و یا با سعی و تلاش گرفته، مثلا نماز ظهر اول وقت؛ یا به دلیل اینکه در محل کار زمان نماز و ناهار باهم هست و هرروز به صورت جماعت برقرار می شود یا اینکه با سعی و جهد شخصی این مهم انجام شده و وقتی شرایط عوض میشه مثلا محل کار عوض میشه دیگه نماز جماعته تبدیل میشه به نماز آخر وقت و یا حتی نماز نخوندن! اما عادتی که از روی آگاهی و با جهد و تلاش شکل بگیره را نمیشه به این راحتی ها ترک کرد.

پس دو نکته را میشه در نظر گرفت:

1- یه نگاه عمیقی به عادت هامون بکنیم ببینیم آیا ذاتا خوب هستند یا نه؟ از روی شرایط محیطی شکل گرفتند یا از روی جهد و تلاش؟ 

2- اگر در شرایط جدید قرار گرفتیم ببینیم کدوم عادت هامون ترک شدند و چه عادت های جدیدی به زندگیمئن اضافه شده است.

تحلیل همون موضوع ساده می تونه کمک های زیادی به زندگی هامون بکنه و ما را از  "کورعادتی" نجات بده.

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۸ ، ۰۴:۵۲
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

داشتم برای خرید خانه بررسی می کردم قیمت ها، شرایط پرداخت و اخذ وام و .... [عملا شرایط بسیار سخت و قیمت ها بسیار بالاست] خیلی درگیر موضوع شدم و البته خیلی نگران بودم تا اینکه یه لحظه یاد خانه ابدی افتادمو از خودم پرسیدم چقدر برای آن خانه و آن دنیا زحمت کشیدم؟ زحمت کشیدن که هیچ، چقدر به این خانه به صورت عمیق فکر کردم؟

یکی از هدف های خرید خانه راحتی برای همسرم و فرزندان آینده ام هست ، چقدر ببرای راحتی قبر  خودم، همسرم و فرزندانم تلاش کردم؟

امشب شب جمعه هست و شب زیارتی ارباب شهید، خدا و اهل البیت گفتند که اگه برای اون ها و با نیت خالص کار کنیم هم دنیامون را تامین می کنند هم آخرتمون را ....

۱ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۰۵
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

شاید ازدواج با یک پسر پولدار که مدرک دکتری داره خونه، ماشین و یک شغل خوب و از همه مهتر این هست که این آقا داماد خیلی حرف گوش کن هست، یک رویا برای همه ی دخترخانم ها "رویا" باشد اما یه چیز وجود داره که این آقا داماد رویایی را برای دختر خانم ها تبدیل به "کابوس" می کنه و آن هم " بچه نه نه بودن " هست.

شاید اولین چیزی که با شنیدن کلمه بچه نه نه به ذهن خطور می کنه بحث دخالت کردن خانواده شوهر بویژه مادرشوهر در زندگی پسرشان هست اما مهم تر از آن بحث " استقلال فکری" و قابلیت " اتکا کردن" هست چیزی که هر زنی ذر زندگی زناشویی نیاز داره .

 اینجا یه سوال پیش میاد که وقتی پول و تحصیلات و موقعیت اجتماعی داری حتما استقلال فکری هم داری و اما جوابش این هست که باید دید این مقام و پول از چه راهی کسب کردی؟ خودت زحمت کشیدی؟ سختی کشیدی؟ آرام آرام و عادلانه پیشرفت کردی؟ و یا اینکه با پول و موقعیت بابات؟

این طور آدم ها اغلب دوگونه هستند یا آرام و سر به زیر و یا قلدر و مغرور و طلبکار

گروه اول باید همیشه مواظبشون باشید و همسرانشون باید مثل مادر براشون باشند و در تلاطم های زندگی قابل اتکا نیستند.

و گروه دوم همیشه ازت طلبکارند و زیاده خواه[قبلا هرچه خواسته پدر و مادر برایش مهیا کردند] و همسرانشون باید مثل کنیز و خدمتکار باشند و در تلاطم های زندگی اهل فرار هستند و حاضرند همه را برای نجات خودشان فدا کنند.

دخترخانم ها باید در بررسی های قبل از ازدواج به این نکته توجه کنند که پول و شغل از چه طریقی کسب شده طرف سختی کشیده؟ تلاش کرده ؟

پ.ن: سختی و تلاطم بخش جدانشدنی از زندگی هست حتی برای پولدارها!

۱ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۸ ، ۱۸:۳۹
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام وبلاگ نویسان و دوستان قدیمی


شاید اگر خواسته باشم در این مدت که "نمیخواندم" و " نمی نوشتم" یک "تجربه" ی تلخ را بیان می کنم که قبل ها خودم هم می دانستم و از بزرگان هم شنیده بودم اما در این مدت تجربه کردم و عجب تجربهی تلخی...


در شبکه های اجتماعی بویژه اینستاگرام و تلگرام گشت می زدم، پست می ذاشتم و مطالب زیادی را خوندم و دیدم اما هیچ گاه خواندن ها "خواندن کتاب" نمی شود و هیچ قلم زنی در فضای مجازی مثل "وبلاگ نویسی" نمی شود که نمی شود ...


خواندن نویسنده هایی که می شناسی و برایشان احترام قائلی و گاهی اوقات حق معلمی، برادری و خواهری گردنت دارند بسیار لذیذتر و مفید تر برایم خواهم بود.


پ.ن :  حتی اگر تنها نویسنده و خواننده وبلاگ خودم باشم کافی هست ( زیرا می تونم رشد خودم را بررسی کنم و بازخورد مطالبی را که مطالعه کرده ام را بنویسم خودش ما را بس است ...)


پ.ن2: شروع کردم به بازسازی وبلاگ ها ان شاءالله

۴ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۵۷
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام
یه چیزی که بین زن و شوهرها در اوایل زندگی و حتی در طول زندگی اتفاق می افته موضوعات سلسله وار زیر هست که مربوط به مردها می باشد
۱- عدم دیدن و مشاهده علائم و نشانه ها بویژه در اطرافیان به صورت ویژه تر در همسر؛ البته این موضوع دلایل خاص خودش را دارد مثل درگیر مسائل دیگر بودن، یاد نگرفتن شناسایی نشانه ها ، کم شدن قدرت سنسورهای تشخیص و ..
۲- دیدن علائم و نشانه ها اما عدم تحلیل موضوع و یا تحلیل نادرست
۳- دیدن علائم و نشانه ها، تحلیل صحیح موضوع ، اما عدم درک واقعی موضوع
۴- دیدن علائم و نشانه ها، تحلیل صحیح  موضوع ، درک واقعی اما عدم ارائه راهکار سازنده
پ.ن : ان شاءالله در پست بعدی یک مثال برای توضیح این چهار حالت عرض خواهم کرد، خوشحال می شوم دوستان تجربیات خودشون را بیان کنند

۲ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۷ ، ۰۸:۵۸
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

کاش یه خونه برای خودمون بسازیم یا حداقل به فکر تهیه اش باشیم

حداقل هفته ای یک بار بهش سربزنیم ...


۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۷ ، ۲۲:۳۶
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام

روزت مبارک دختر پدر زن گرامی ....

کی می شود روز تو را تبریک بگویم خاتونکم ....


ممنونم ازتون یا حضرت معصومه سلام الله علیها

۱ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۰۶:۰۷
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام و نماز و روزه هاتون قبول و التماس دعا
شاید یکی از چالش های زوج های جوان درگیر شدن در دعواهای خانوادگی ، دعواهایی که شاید ریشه چهل پنجاه ساله داره و گاهی اوقات این زخم چرکین سرباز می کنه، اما چند نکته که ما تجربه کسب کردیم:
نکته اول : به هیچ وجه سعی نکنید فردین بازی دربیاورید و با یک حرکت دعوای پنجاه ساله را در پنج دقیقه حل کنید [کاری نکنید که جایگاه تان زیر سوال رود و به شخصیتان توهین شود ]
نکته دوم : اجازه ندهید خودتون قسمتی از دعوا شوید [ البته شما زیاد در این قسمت تاثیر گذار نیستید و بزرگترها پای شما و همسرتان را به دعوا باز می کنند اما شما با صبوری از کنار موضوع بگذرید و سعی نکنید با بحث و جدل خودتون را تبرئه کنید، هرچه بیشتر بحث کنید خودتون را بیشتر به عمق دعوا وارد می کنید]
نکته سوم: طرفداری و حمایت علنی از طرفین دعوا ممنوع!!! حتی اگه حرف حق بزنه؟؟!!!؟؟ [توضیحش سخته اما وظیفه ما این نیست که در حین دعوا قضاوت کنیم و حق را مشخص کنیم ، شاید یک جانبداری بی موقع دعوا را طولانی تر و طرفین را گستاخ تر نماید]
نکته چهارم: وظیفه زوحین در درجه اول حمایت از همسر و بعد خانواده خود و همسرش می باشد حتی اگر در دعوا اشتباه کنند و حق با آنها نباشد [ حمایت به معنی تصدیق رفتار افراد نیست بلکه به معنی تنها نگذاشتن همسرتان می باشد]
نکته پنجم: تا می توانید رابطه خودتان را با اقوام قطع نکنید [ فرض کنید مادر و خاله شما با هم دعوا می کنند و دچار کدورت می شوند طبیعی هست که سطح رابطه کاهش می یابد اما شما و همسرتان گاهی به خاله تان سربزنید و جویای احوالشان باشید در بلند مدت همین حرکت ساده شما موجب رفع کدورت ها و آشتی می گردد]
نکته ششم: تجربه کسب کنید و دید تحلیلی داشته باشید 
نکته هفتم: در این ماه ارزشمند و شب های گرانقدر التماس دعای ویژه
نکته هشتم: یا امام رضا علیه السلام کمکمون کن که خیلی به شما نیازمندیم ....


۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۰
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام دوستان

امروز بر حسب اتفاق سری به " هرزنامه ها" زدم و شروع به حذفشان کردم، که متاسفانه بعد از حذف متوجه وجود چندین نظر خصوصی از چندین نفر از دوستان شدم، اگه امکان داره دوستانی که نظر خصوصی دادرن  نظرات خودشان را به صورت عادی ارسال کنند با این تفاوت که در متن ذکر شود که خصوصی هست.


نماز و روزه هاتون قبول و التماس دعا

۰ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۱
دانشجوی کلاس اول دبستان

سلام به همه اعضای وبلاگ

بینندگان

منتقدین

منفعلین

فعالین

بخصوص مردان👨 و پدرانی👴 که در این وبلاگ هستند،حوصله به خرج میدهند و سیاهی های قلم ما را با سعه ی صدر میخوانند

علی الخصوص همسر گرام بنده

 باید بگم

روزتون مبارک 

عیدتون مبارک


همسر گرامی بنده دیشب یه پست اینستا از یه پیج دیگه برام فرستادن به این مضمون 

حضرات نسوان وطنی،هشدار جدی است

چنانچه در بزرگداشت روز مرررد کوتاهی نمایید به زودی زنان چین و ماچینی

با توقع ناچیز

زبانی کوتاه

کارکرد ۲۴ ساعته

و عمر اندک

وارد کشور میشوند

بنده هم نه گذاشتم

نه ورداشتم

در جواب این پست براشون نوشتم که اگه میخواستین زن چینی بگیرین

اون موقع که رفته بودین چین،باید به فکر میبودین

نه الان

😏

بلاخره پرچم ما خانم ها بالاست دیگه

والا

 حالا بریم سراغ بحث شیرینِ کادوی روز مرررررد


همه میدونین که نماد روز مرررد 

جوراب هست 

یه نکته ی خنده دار بگم؟

من توی یه کانال لباس تلگرامی عضو هستم که همیشه لباس های ایرانی برای خانم ها و آقایون در انواع طرح ها و رنگ های مختلف میذاره

 ولی

با نزدیک شدن به روز مررررد 

فقط فروش مدل های مختلف جوراب رو توی ژورنال ش گذاشته بود😂😂😂

منم به نوبه ی خودم میخواستم به همسرم بگم که

 مرررد من

کمی تحمل کن

جوراب ت انتظارت رامیکشد

به زودی به سمت تو می آورمش


من تو اینترنت یه سرچ زدم و نوشتم

فردای روز مررررد

و این عکس ها اومد

قضاوت با خودتون


پ.ن.۱:این عکس کیک جوراب که گذاشتم رو خودم درست نکردم،فقط موقع سرچ عکس برای روز مرررد دیدم و گفتم برای شما هم بذارمش

وگرنه من اینقدر خود شیرینی نمیکنم

خیالتون راحتتتت

پ.ن.۲:این پست صرفای برای مزاح و تلطیف روحیه بود

وگرنه در قدردانی از زحمات شما مررردان و پدران سرزمینم

 هیچ کلمه ای قادر به بیان احساس عمیق بانوان تان نخواهد بود

جز اینکه بدونین 

دوست تون داریم

و بابت همه ی سختی هایی که متحمل میشین تا همسران و فرزندان تون در رفاه باشند

 بی نهایت متشکریم

بی نهایت بیشتر از اون چیزی که فکر میکنین

پ.ن.۳:ﺑﻌﻠﺖ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺸﮑﻼﺕ:

ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻣﺴﮑﻦ

رکود

تورم

هزینه ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ

ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ

بهشت ﺑﺎ ﺷﯿﺐ ﻣﻼﯾﻢ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻣﯿﺒﺎشد

پ.ن.۴:همسر عزیزم،به خاطر بودن ت،حمایت هات،خوش اخلاقی هات و از همه مهم تر خوش قلب بودنت ازت متشکرم و بابت تمام زحماتی که اینجانب بر دوش جنابعالی میگذارم پوزش میطلبم و از خدا بابت داشتن ت شکر گذار هستم

پ.ن.۵:همزمانی تولد حضرت علی و شروع اعتکاف خیلی قشنگه

متاسفانه امسال قسمت نشد که در مهمانی خلوت با خدا شرکت کنم و از این بابت متاسفم و حس جا موندن بهم دست داده.

ولی اگه کسی به اعتکاف رفت و نخ ش به اون بالایی وصل شد،التماس دعا

اگر هم مثل من جزءجاماندگان از اعتکاف هستین و نخ تون به اوس کریم وصل شده،باز هم التماس دعا

باشد تا رستگار شویم

امضا خاتون



۴ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۲
خاتون

نامزدی،عقد یا عروسی

انتخاب شما چیه؟

میخوام یکی از عقیده های مهم زندگی م رو در اختیارتون بذارم و دوست دارم نظرتون رو در موردش بدونم.

من کسی بودم که میگفتم دختر و پسری که میخوان باهم ازدواج بکنن،اول به مدت یک سال عقد باشن،از اخلاقیات همدیگه مطلع بشن،بیشتر باهم آشنا بشن و بعدش که آمادگی اداره ی خودشون،همسرشون و خونه شون رو پیدا کردن برن سر خونه و زندگی شون و همین تفکر رو هم در زندگی م اجرا کردم.

حالا دو تا مثال از دو فرد دیگه ای که اتفاقا از بهترین دوستانم هستند رو ذکر میکنم.

مثال اول:یکی از دوستانم درست یک هفته بعد از عقد من،صیغه کرد و دوماه هم نامزد بودن و به خاطر حساسیت های خانواده و اینکه هردو دانشجو بودن و هردو خوابگاهی،شهریور ماه فوری عروسی کردن و الان هم ۵ماهی میشه که سر خونه و زندگی شون هستن.

یکی دیگه از دوستانم هست که این بنده خدا هنوز فرد مناسب برای ازدواج رو پیدا نکرده ولی همیشه میگه که هر وقت که فرد مناسب رو پیدا کرد به هیچ وجه دوران عقدش رو طولانی نمیکنه،در موردصیغه هم خانواده ش مخالف هستن و عقیده ش این هست که حداکثر ۶ ماه نامزد بمونن و بعدش بلافاصله عقد و عروسی و هیچ فاصله ای بین عقد و عروسی نباشه و برن سر خونه و زندگی شون

حالا میخوام از شما بپرسم

شمایی که ازدواج کردین و این دوران رو گذروندین و یا حتی شمایی که مجرد هستین ولی یه سری عقایدی در مورد این موضوع دارین

نظر شما چیه؟

اگه ازدواج میکردین یا اگه عقب برمیگشتین 

کدوم راه رو انتخاب میکردین؟

امضا خاتون

۱۱ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۸
خاتون

سلام

یکی از مهم ترین نکات در زندگی مشترک [بویژه دروان عقد] خرید های مناسبتی هست بویژه خرید روز عید، اما چند دو نکته مهم:

نکته اول : اگه قبل از عید، برای عید خرید کنید دچار اشتباه استراتژیک شده اید چون باید در زمان عید هم خرید نمایید. [پیش اومده که عرض می کنم]


نکته دوم: از فکر اینکه خرید عید را بپچونید بیرون بیایید چون بعدا مجبور می شوید همین خرید را داشته باشید با سرکوفت و منت!!!!!! [این از همون نکته اول تبعیت می کنه]


پ.ن: خرید در شرایط عادی و پول داشتن رخ خواهد داد خواهشمند است زوجین طرفشون را درک نمایند [در تصویر اگر به دست چپ خانوم دقت نمایید کارت بانکی را می بینید و ....]

۲ نجوا موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۳
دانشجوی کلاس اول دبستان