تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

بایگانی

پیوندهای روزانه

آخرین مطالب

 

 

تو را من “تو” کردم

وگرنه “او” هم زیادت است


پس اینقدر برایم ،شما,شما نکن...

 

 


پ.ن:همینطوری....

 

۱ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۵۶
دانشجوی کلاس اول دبستان


اندر حکایت چششم بادامیها بسیار شنیده اید و بسیار خوانده اید
و بسیار فیلمها دیده اید
نه مثل یانگوم غذاهایشان خوشمزه و چشم نواز هستند
نه مثل بانو سوسانو زیبا و بلند قامت
نه حتی مثل دونگ ئی باهوش و نوازنده
حال بگذریم از جومونگ و پادشاه و .....
به گفته یکی از بزرگان: فیلمها دروغهای زیبا می گویند
دروغهایی که مردم دوست دارند باور کنند
اما نظر من این است
فیلمها دو بخش دارند

۱ نجوا موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۴۶
دانشجوی کلاس اول دبستان

"ساعت صفر"

نگاهی به ساعت انداخت ساعت نه را نشان می داد ، تصمیمش را گرفته و همه چیز را آماده کرده بود. درب اتاقش را قفل کرده و آرام روی تخت نشسته بود.

ساعت نه و نیم را نشان می داد

۹ نجوا موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۴۲
دانشجوی کلاس اول دبستان