تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۰ ق.ظ

۱

خوشبختی...

دوشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۰ ق.ظ

برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست.

دفتری پر از ورق، نمره بیست، یا اسکناس های دویست، لازم نیست.

لباس زربفت، لازم نیست.

به خداقسم لازم نیست!

نیازی به فریاد حوادث نیست.

موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست.

سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست.

برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست.

سواری روی موج خیال، نشستن کنار یادگاریها، رفتن میان خاطره ها کافیست.

برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست...!

نیست؟!



برگرفته از : ahoora.blog.ir

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۳
دانشجوی کلاس اول دبستان

نجواها  (۱)

 از قدیم میگفتن کوچیکتر اول باید سلام کنه…
امروزه اون کوچیکتره وقتی هم که چشم تو چشمش بشی
تا سلام نکنی٬انگار بهش بدهکاری…
بله اینه رسم زمونه که ما وقتی دهنمون پر بود و دیر سلام
میکردیم٬سیاه و کبودمون میکردن…
پاسخ:
سلام
سیاه و کبود که نه ولی ادب می کردند ادب هاااااا!

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">