تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

پنجشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۰۲ ب.ظ

۱

پلنگ تیز دندان

پنجشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۰۲ ب.ظ

سلام

خدمت مقدس سربازی که بودیم فرمانده برای توجیه بعضی از اقدامتش شعر زیر را می خواند:

 

ترحم بر پلنگ تیز دندان

ستم کاری بود بر گوسفندان

فرمانده = ا:

من  :( =

گوسفند  :) =

پلنگ تیز دندان = (&


برگرفته از "ترحم"

نجواها  (۱)

تو جزو کدوم بودی؟
گوسفند بودی یا پلنگ؟

البته قیافتن شبیه گوسفندی ها
پاسخ:
سلام

می خوای عکس هردومون را بزارم بچه ها نظر بدن

پشمالووووووووووووووووووووو

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">