تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد
\

تا انتها حضور...

باید منتظر ماند و بر این انتظار ایستاد

  • Instagram
تا انتها حضور...

سلام

بعضی از حرفها را نباید هرگز بگویی
به خاطر بغضی که در گلو داری
یا به خاطر بغضی که از شنیدن
حرفهای تو در گلو شکل می گیرد
اما اینها دلیل نمی شود که نگویی
" من" با "نوشتن" فریاد خواهم زد...
پس " تو" گوش نوشتاریت را تقویت کن
تا فریادهایم را بشنوی...

"زمزمه" هایت را دوست دارم
درست است که گوش سنگینی دارم
اما " زمزمه" هایت را با گوش جان می شنوم
شاید بپذیرم و شاید ...

اما به "تو" قول می دهم که
خوب بشنوم...

م.ع.ر.ط
Mart.emba@gmail.com

پیوندها

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۱۳ ب.ظ

۴

فقط ادامه ی مطلب ...

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۱۳ ب.ظ

سلام

این بیت فاضل نظری خیلی خیلی معروف هست :

"من کجا و جرأت بوسیدن لب‌های تو
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی‌
"

اول کارها که این بیت را می خواندم [اینجا]می دیدم هیچ نسبتی با دیگر بیت های شعر ندارد و فکر می کردم "فاضل جان" این بیت را یه جورهایی به شعر خورانده است ده مصرع اول بحث از غم، شمع؛ حسرت، آینه، بعض گلو از نگفتن غم ها و... ناگهان در دو مصرع آخر بوسیدن، لب،جرات و آبرووو ...

اما بعدها که کمی خسته تر و تنها­تر شدم متوجه شدم که خستگی های یک عاشق بی نهایت است خستگی از تمام "من" ها و حتی عاشق  نمی تواند عشقش را بروز دهد به همین دلیل شنیدن [فقط شنیدن] رازهای مگو نیاز به یک رفیق رازدار با یک دل پرطاقت دارد. [و تنها یک رفیق هست که این ویژگی ها را دارد و ان هم خود معشوق است، عجبااا!!!] عاشق خودخواه نیست و هرگز خودش را در حد معشوق نمی داند و سعی می کند خود را به معشوق نزدیک کند اما ....

همه ی آرزوهای عاشق

همه ی رازهای نگفته اش

همه ی خستگی هایش

همه و همه ....

سبب می شود معشوق خودش قدم نهایی را بردارد.در کمال ناباوری موجب عنایت معشوق قرار گیرد و حتی معشوق سعی می کند به بهانه ای عاشق را مورد عنایت قرار دهد [یادمان باشد که خود عاشق به خوبی می داند شایسته ی این همه مهربانی از جانب معشوق نیست اما در کوی عشق معادلات فرق دارد.]

پ.ن : شاعرها، عاشق هستند!

پ.ن 2: عاشقانه شعرها را بخوانیم (حتی اگر منظور شاعر چیز دیگری باشد)

پ.ن 3: عاشقان واقعی عارف هستند و عارف های واقعی عاشق!!!

پ.ن 4: یا معشوق من لا معشوق له ( بر همان وزن و مفهوم یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ ؛ یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُ و...)

پ.ن 5: نمی دانم این موضوع به "همسر آینده ی من" مرتبط هست یا خیر اما می دانم این موضوع به خودم خیلی خیلی ربط دارد.

پ.ن 6: خدایا برطبق پ.ن 4 من را دریاب که یک خسته ی تنهایم.


گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق رازداری! کو دل پرطاقتی؟
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی
تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد
غنچه‌ای در باد پرپر شد ولی کو غیرتی؟
گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند
دورباد از خرمن ایمان عاشق آفتی
روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت 
کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی
بس که دامان بهاران گل‌به‌گل پژمرده شد
باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی
من کجا و جرأت بوسیدن لب‌های تو
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی‌

نجواها  (۴)

:((
پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون
در جستجوی یک زن
تو هرگز
آن چه را که آرزومندم
به من نمی‌بخشی
من در جستجوی یاری همدمی‌ هستم
زنی که دست بر پیشانی‌ام بگذارد
با او احساس کنم
که در خانه ام هستم ...


{ آنتوان دو سنت اگزوپری }
با پ ن پ 3 به شدت موافقم .

خیلی عالی بود
" چشم و دلَم تنگ تر از دکمه های ِ‌پیرهَنَتْ
برگرد و حلقه کُن تنَمْ در حصار ِ‌زیبا تَنَتْ ..... مداد کوچک "
باشد تا رستگار شویم .
پاسخ:
سلام

سعی کنیم برای همه یار باشیم نه بار

بویژه برای همسرمان

ضمنا شعر زیبایی بود

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"

«شنیدن [فقط شنیدن]»

 

 

 

سلام

 

خدا ان شاءالله به خواسته ی دلتون برسوندتون

 

ولی از جنابعالی نصیحت

 

 

مهارت شنیدن خیلی سخته

 

و رازهای مگو رو هم نگو برادر

 

بذار برای عشق خدایی (البته اینو اونها که نصیبشون شده عشق خدایی رو می تونن خوب بگن من این قسمت جمله ام شعاری بیش نیست!)

 

نه زمینی

 

بعضی حرف ها که کم هم نیستن هرگز نباید گفته بشن....

 

و چون خیلی خسته و خواب آلودم پست رو خیلی زور زدم متوجه بشم و در نهایت گفتم یا اصلا درباره ی عشق زمینی نیست یا که این چیزهایی که درباره حد واندازه ی معشوق در نگاه عاشق گفته میشه برا بنده خییییییییلی غریبه

پاسخ:
سلام

هوالعاشق و المعشوق

خدا فقط می داند و می تواند ...

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"
بسیار بسیار زیبا بود... هرچند نوع متن اساساً ابتکاری بود مهندس گونه بر شرح یک قطعه ی ادبی!
:)

خیلی نکته ی مهمی بود این نکته که از معشوق باید فقط به معشوق پناه برد... و البته به عنایتش نیازه...

تا که از جانب معشوقه نباشد کششی
کوششِ عاشقِ بیچاره به جایی نرســد

این متن البته نکات ظریف دیگه ای هم داشت که بماند برای اهل فن و اهل عشق... :)

پاسخ:
سلام

ممنون از حضورتون

"باشد تا رستگار شویم"

نجوا کردن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">